تبليغاتX
مثل هیچکس

 

سلام

واقعا نمی دونم از کجا شروع کنم، چی بگم یا اصلا بگم؟؟؟؟

از این دنیای به اصطلاح مدرن فاصله گرفته بودم

دیگه راستش نه حوصلشو داشتم و نه خوشم میومد و میاد

اومدم گفتم که دیگه نمیام، ولی بعضی ها لطف داشتن

و اصرار ! کردن که بمونم!!!

منم چون واقعا دوست نداشتم بیام اینجا با خودم گفتم که:

نه اینجا رو می بندم که کسی ناراحت بشه که به حرفشون

اهمیت دادم و هم اینکه یه یادگاری برای خودم داشته باشم

از اون دوران !

درگیر همه چیز توی دنیای مسخره واقعی شدم (همه چیز)

ناراضی نیستما (خدارو شکر) ولی

ولی درگیر همه چیز شدم حتی اعتیاد!!!

با من بودو باهاش بودم، تا یه اهنگی که تو گوشیم

ریخته بودم یه مدت مثل خوره افتاده بود تو جونم

مثل اوسکولا اونو گوش می دادم تاااااااا

تا ۲۶ بهمن تولد خواهرم که نمی دونم چی شد؟

خدا چیزی تو دلم انداخت؟ خسته شده بودم از خماری؟؟

چی شد که اون شب به خودم گفتم: سپهر

یا می میرم یا ادم می شم!!

بعد از اون همه روز امروز دومین روزیه که حالم خوبه و

می تونم راحت راه برم و سر حالم و...

ولی متاسفانه تو این مدت خیلی ها بی لطفی کردن

خیلی ها که من انتظار نداشتم، حتی ....

مهم نیست، منم خدائی دارم.

الان می خواستم یه اهنگ دانلود کنم که هوس دردو دل با یکی رو کرد

دیدم بعضی ها واقعا با معرفتن مثل میثم

که یه بار هم بهش سر نزدم ولی کلی کامنت گذاشته.

من واقعا نمی دونم میام دوباره یا نه ولی خدا می دونه!....

میدونم خستتون کردم ببخشید.

اون اهنگه که منو به خودم اورد رو پایین می نویسم

ای جگر گوشه عشق دل مارو نشکن

پدر از درد تو سوخت، ریشتو تیشه نزن

دشمنت بود و تورا بنده شیطون کرد

لحظه های تورو کشت، مرگتو اسون کرد

ای جگر گوشه عشق تا به ما برگردی

منو ما چشم به را

مرگ بر گرد سفید... مرگ بر سم سیاه !!!

 

دوستتون دارم،

       مواظب زندگیتون باشید

                 نمی دونم کی بر می گردم دوباره

                         خدا پیش تو با منه، مطمئن باش

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/11ساعت توسط یک ایرانی(سپهر) |