تبليغاتX
مثل هیچکس

 

قوری ز قلم

   قلم ز قوری

تو عشق منی

      دوگولی مگولی

 

سلام به همه دوستای خوبم ، از بابت همه نظر هاتون ممنون

از اونهائی که ایمیل دادن که زودتر اپ کنم و اونهائی که

زنگ زدن گریه کردن که زود بیام و از اونهائی که دعوتنامه

فرستادن ممنون .. اونهائی که رفتن سی سی یو شرمنده،

به گوششون برسونید اپ کردم شاید بهتر شدن ..خلاصه

از همه ممنون که گفتین زودتر اپ کنم ... ( اینم نگم چی بگم )

دکتر گفته یه نوع مریضیه .. به روم بیارین ناراحت می شم

خودمو چقدر تحویل گرفتم

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

هم شب یلدا رو بهتون تبریک می گم و هم سال جدید میلادی رو

امیدوارم که به همتون خوش بگذره

===================================

نمی دونم درسته بگم یا نه ؟ ولی با شما که این حرفارو

ندارم ... بیخیال می گم !!!

تقریبا خیلی وقته باهاش اشنا شدم / یه شبی هم تنها بودم

چراغها رو خاموش کردم .. بوی عطرش همه جا پیچیده بود

..نمی دونم .لی وقتی باهام بود خیلی بهم ارامش می داد

بعضی ها می گفتن داری اشتباه می کنی : اون داره باعث

پست رفت تو می شه .. به هیچ کدوم اعتنا نمی کردم

وقتی می بوسیدمش اینقدر اروم می شدم که نگوووووو !!

روی تخت می خوابیدم نگاهش می کردم

مثل خودم اروم و ساکت بود ... اروم بدنش رو لمس می کردم

هیچی نمی گفت ...لبامو که می زاشتم رو لباش ارووم می شدم

یه جورائی گیجم می کرد ۰

همیشه نگاهش داغ بود .. هی می بوسیدمش

اون هم هیچ نمی گفت .... بعضی وقتا هم سکوتش ازارم می داد

روزهای اول که باهاش اشنا شدم یه جوری بودم

می گفتم اگه بابام منو با این ببینه ؟؟؟!!؟؟

همیشه می رفتم باهاش جاهای خلوت که کسی نباشه

هی بوسش می کردم .. هی بوسش می کردم

بدجور اسیرش شدم ... کم کم خانواده من فهمیدن

دیگه اوقاتی که با هم بودیم بیشتر شده بود

جالب اینجاست که هیچ چیزی از من نمی خواست !!

ولی هر بار که لبم رو می زاشتم روی لباش می خواستم خودمو

خفه کنم ... همیشه وقتی با من بود اتاق بد جوری بوی تنش رو

می داد . اخرین بار شب بود

با هم تنهای تنها بودیم ... به چشاش نگاه کردم

برای اخرین بار از اون لباش یه بوسه گنده کرفتم

بازم بهش نگاه کردم و مثل همیشه توی زیر سیگاری لهش کردم

به خودم گفتم دیگه بسه !! ولی بعضی وقتا بازم با هامه  

 امروز خیلی جلف شدم .. ببخشید

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یه جوک بی مزه

به ترکه می گن پنج شنبه جمعه کجا بو دین ؟؟

میگه والا امام رضا طلبید با برو بچه ها رفتیم شمال

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

حرف طلائی

هیچ کس ارزش اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین

ارزشی دارد ، باعث اشک ریختن تو نمی شود

( گابریل گارسیا مارکز )

************************************************

حرف اخر

قید منو دیگه بزن که دارم از اینجا می رم

       تنها میدم دل به سفر دست تو هم نمی گیرم  

     خوش باشید و بدرود دوستان عزیز    

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/09/30ساعت توسط یک ایرانی(سپهر) |


 

۱- کساني که به طرف عقربه 

هاي ساعت امضاء مي کنند

،انسانهاي منطقي هستند .

2- کساني که بر عکس عقربه

هاي ساعت امضاء مي کنند ،

دير منطق را قبول مي کنند و

معمولاً غير منطقي هستند .

3- کساني که از خطوط عمودي

استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .

4-کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي

هستند .

5- کساني که با فشارامضاء   مي کنند ، در کودکي سختي  

کشيدهاند .

۶- کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند .

7- کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را   

در فاميل برتر مي دانند.

8- کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت  

هستند .

9- کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي

زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.

10-کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند

که مي خواهند به قله برسند

====================================

بزارین یه جک بی مزه هم بگم

یه روزه مامانه داشته برا بچش لالائی می خونده

بعد از ۱۰ دقیقه بچه می گه : مامان خفه شو بزار

بخوابم   

****************************************

راستی ممنون از همهء انتقاد ها و پیشنهاد هاتون

من ادمی هستم که همه انتقاد ها رو گوش می دم

ولی اگر عمل نکردم ناراحت نشین

اگر کسی هم دوست داشت جزو پیوندی ها باشه

بگه ... اگر هم کسی ناراحت هست که جزو پیوندیها

هست بازم بگه ... اونهائی هم که دوست ندارن به

دیدار وبلاگشون برم بازم بگن  

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بودا می گوید همه انسانها ازادند،و هر کس با انتخابی که

می کند سرنوشتش را می افریند.ادمی باید مشتاقانه

عواقب انتخابهایش را بپذیرد.

-----------------------------------------------------------------

حرف اخر

دنیارم اگه بدی دلم ازت صاف نمی شه

           دلی که بشکنه و کدر شه شفاف نمی شه

اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت

           دیگه نمی خوامت لعنت به تو و اون روز تولدت

شاد باشید و پیروز

                              تا دروودی دیگر بدروود    

+ نوشته شده در یکشنبه 1384/09/27ساعت توسط یک ایرانی(سپهر) |


 

 

هنگامی که اندوه من به دنیا امد

از اون پرستاری کردم و با مهر و

ملاطفت نگاهش داشتم .......

اندوه من مانند همه چیزهای

زنده بالا گرفت و نیرومند و زیبا

شد ، و سرشار از شادیهای

شگرف ...

من و اندوهم به یکدیگر مهر

می ورزیدیم و جهان گرداگردمان

را هم دوست داشتیم : زیرا که اندوه ، دل مهربانی داشت و دل

من هم از اندوه مهربان شده بود.

هرگاه من و اندوهم با هم سخن می گفتیم، روزهامان پرواز می کردند

و شب هامان اکنده از رویا بودند : زیرا که اندوه زبان گویائی داشت

و زبان من هم از اندوه گویا شده بود .

هر گاه من و اندوه با هم اواز می خواندیم ، همسایگان ما کنار پنجره شان

می نشستند و گوش می دادند ، زیرا که اوازهای ما مانند دریا ژرف

بود و اهنگ هامان پر از یادهای شگرف .

هرگاه من و اندوهم با هم راه می رفتیم ، مردمان ما را با چشمان مهربان

می نگریستند وبا کلمات بسیار شیرین با هم نجوا می کردند.

بودند کسانی که از دیدن ما غبطه می خوردند، زیرا که اندوه چیزه

گرانمایه ای بود و من از داشتن او سرفراز بودم .

ولی اندوه من مرد  چنان که همه چیزهای زنده می میرند ، و من

تنها مانده ام که با خود سخن بگویم و با خود بیندیشم .

اکنون هر گاه سخن می گویم سخنانم به گوش سنگین می ایند.

هرگاه اواز می خوانم همسایگان برای شنیدن نمی ایند.

هر گاه هم در کوچه راه می روم کسی به من نگاه نمی کند .

فقط در خواب صداهائی می شنوم که با دلسوزی می گویند : ((

ببینید ، این خفته همان مردی است که اندوهش مرده است ))

**********************************************

حرف اخر

اونقدر تحفه هم نیستی به خدا

                 که بخوام بهت بگم ترو خدا

نرو از پیشم که دیونه می شم

               همیشه دچار می خونه می شم

اومدی ریدی تو عشق بی زبون

              دست تو بود توی دست دیگرون

بدنت بود مال مردم میدونم

             بازم می خوای که از عشق بخونم ؟؟؟؟؟؟؟

برو گم شو از پیشم ترو خدا

             الهی بمیری تو همین روزا

و ................................................................

به امید روزی که همتون به ارزوهای خوبتون برسید

     شاد باشید و پیروز ...تا بعد .. بدرووود     

+ نوشته شده در جمعه 1384/09/18ساعت توسط یک ایرانی(سپهر) |


ترویج فساد و فحشا می کنید ؟ حیا و

شرمتان کجا رفته است !؟ می گم که

این وبلاگ و فیلتر کنن  تا بچه ها

نخونن . درسته که این مسایل را باید

همه بدانند اما بالاخره همه می فهمند و

نیاز به اموزش رسمی و نوشتن در مجله

و وبلاگ و روزنامه ندارد .......

قباحت دارد اقا ، از شما انتظار نداشتیم، این چه مزخرفاتی

هست که به خورد مردم می دی. کسی که نمیاد به ان چیزا

نظر بده .. جوک بنویس مگه چشه ؟ در مملکت امام زمان

عکس تخت خواب چاپ می کنی !!؟ این همه شهید دادیم

که در باره مسایل مطلب بنویسی ؟؟؟ این همه مطلب !!!!

                        

کلید اینترو فشار میدیم کلی سایت مختلف در اختیار

شما قرار می گیرد ...

بسیار از جنایت های سال های اخیر رو مرور کنید . حداقل

انهایی که جامعه رو تحت تاثیر خود قرار داده (( خفاش شب

، حادثه پاکدشت ، جنگل لویزان ، باند کرکس ها و .... همه و

همه یک لایه جنسی در خود دارند . تجاوز به عنف نیز در

طی سالهای اخیر بسیار افزایش یافته . چرا ؟ کجای ارتباط

جنسی جامعه ما شکال دارد ؟ چرا سرقت ، قتل  ، زورگیری و

.... بسیار از رفتار های نا به هنجار دیگر با تجاوز به عنف

عجین شده است ؟

***********************************

الان هم که در پشت بام خانه ها بشقابهای ماهواره بد جور جا

خشک کردن  ... نیمه شب ، نور ابی کم رنگ که روی پنجره

اتاقهای خواب اپارتمانهای مختلف نقش می بندد ، یعنی انکه

تصاویر غرب در مقابل دیدگان شرقی ها رژه می روند و

اینها دکترین جنسی و استراتژی جنسی مغرب زمین هست

که در ذهن مخاطب ایرانی می نشیند.

البته داستان به این زشتی هم نیست ، همه چیز زیبا ،

جذاب و دیجیتالی عرضه می شود .....

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

اروپا ایدز و موارد شبیه ان را از طریق اموزش در مدارس و

دانشگاه ها به زانو در می اورند . اما ما  چه کرده ایم ؟؟؟؟

نوجوانان و جوانان مسایل اخلاقی و جنسی خودشان را از کجا

باید بدانند ؟ از کوچه و خیابان ؟ از ننه بزرگ ؟ از هم سن و

سالاشون ؟ یا از سی دی ها و فیلم های ضبط شده در کوچه

و خیابان ویا به قول یکی از اقوام ( ماه پاره ) ؟؟؟

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

می گن که یازده هزار نفر مبتلا به بیماری ایدز در ایران

هست که بعضی ها هم می گن بیشتره !!

ایا باز هم به خاطر ترس از حیا و شرم  باید سرمان را مثل

کبک بکنیم زیر برف ؟

بعضی از مادر پدر ها دوست ندارند که بچه شان تا دیر وقت

بیرون باشه واز اینکه بچه شان ساعت ها پای اینترنت در

اتاق شخصی خود حضور دارند خوشحالند

اما شاید هم بد نباشه که خودشون هم کابرد با اینترنت رو

یاد بگیرن و ببینن که بچه هاشون از چه فیلتر شکن هایی

استفاده می کنن و یا چه وب هایی می گیرن  

+++++++++++++++++++++++++++

۸۰٪  خود فروشی ها در ایران به جهت فقر مالی انجام

می شود و پس از حدود سه دهه این باعث تاسف هست !

دبی دبی دبی  و دیگر خودتان بدانید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری در روز های تبلیغات

گفت :(اگر بفهمم که کارمندم ازدواج موقت کرده است

گوشش را می گیرم و اخراجش می کنم ! )

پس استراتژی ما گوش گیری و اخراج است. خیلی خوب

حرفی نیست . سن ازدواج هم که بالا رفته و مشکلات

اقتصادی جوانان را به زانو در اورده . پس حالا که با هزار راه حل

، ازدواج دایم در سطح ایده ال اجتماعی میسر نیست

تکلیف نیاز ارتباط جنسی چه می شود ؟

حد فاصل ۲۰ تا ۴۰ سالگی چه اتفاقی باید بیفتد !!!!؟

***************************************

از  جنایات هم که خودتون می دونید که چند تا براتون می گم

 عروس جوانی پس از گذشت ۴۸ ساعت از پیمان

زناشویی  توسط همسرش حلق اویز شد

دختر ۱۵ ساله ای که پدرش فکر می کرد مورد تجاوز

عمویش قرار گرفته سر بریده شد

دختر ۱۳ ساله که مورد تعدی قرار گرفت توسط عمو و

برادرانش از بالای کوه به پایین پرت شد

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

با پوزش از استادانی که این متن رو می خوانن .. معذرت از

اینکه گنده تر از دهنم حرف زدم  منبع خانواده سبز

==============================

یه جمله طلایی

بودا می گه همه انسانها ازادند و هر کس با انتخابی که می کند

سرنوشتش را می افریند  .. ادمی باید مشتاقانه عواقب

انتخابهایش را بپذیرد

|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

حرف اخر

عشق تو پوشالی بود عشق من یک ستاره

                      همیشه ارزومه بدبخت بشی دوباره

همیشه نفرین من مثل سایه باهاته

                     دیگه ازت بریدم چون دروغ رو لباته

ببخشید که زیاد حرف زدم

تا بعد شاد باشید و بدروود   

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/09/10ساعت توسط یک ایرانی(سپهر) |


اون روزا که تنها بودی گمشده دریا بودی

قایق تو شکسته بود تنت نحیف و خسته بود

فانوس دریایت شدم عشق اهورایت شدم

گذشتم از هر هوسی تا تو به مقصد برسی

اون روزا که تو جنگلا ترسیده بودی بی صدا

بین درختای بزرگ میون گله گله گرگ

گذشتم از جون خودم ... طعمه دشمنات شدم

با تیکه پاره های من روزهای تو ساخته شدن

اما به جاش تو بد شدی .. از منو عشقم رد شدی !!!

به من یه پشت پا زدی ... تهمت ناروا زدی !!!

***¤¤¤***¤¤¤***¤¤¤***¤¤¤***¤¤¤***¤¤¤***¤¤¤

داشت از پیاده رو می رفت ، اهسته و سر به زیر

خیلی وقت بود که عاشق نشده بود ، داشت با خودش اهنگی

زمزمه می کرد که صدایی توجهشو به خودش جلب کرد !!!

اقا ببخشید این ادرس می دونید کجاست !!!؟؟؟؟

برگشت و نگاه گرد ... خشکش زده بود

تو عمرش دختر به این زیبایی ندیده بود

با همین نگاه اول دلش رو دخترک دزدیده بود

به ادرس نگاه کرد ، می دونست کجاست .. اما دوست نداشت

دخترک از پیشش بره

ارزو می کرد که زمان برای همیشه نگه داشته بشه

قلبش تند می زد ، هول کرده بود ، دوست نداشت به هیچ وجه

از دستش بده

بهش گفت : نه .. این ادرسو نمی شناسم

دخترک گفت مرسی و راه افتاد و رفت

با برداشتن اولین قدم دخترک انگار اب سردی روی سرش خالی

کردن

اون هم فقط می تونست با نگاهش دخترک رو بدرقه کنه !!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حرف اخر

تو هم برو بی وفا عشق تو هم سرابه

                           منم بی تو خوش هستم ، ذات تو هم خرابه

برو تو به جهنم ، سپردمت به درک

                          عشقت همش دروغ بود پر از حیله و کلک

             شاد باشید و پیروز ... تا بعد بدروود

+ نوشته شده در جمعه 1384/09/04ساعت توسط یک ایرانی(سپهر) |